(قسمت8)
کشاورزی
شرایط طبیعی منطقه و خصلتهای اجتماعی مردم عشایر وضع کشاورزی را از حیث بهره دهی محدود نموده است . رشته کوه های متعدد با کوهپایه های سنگلاخی و اغلب پوشیده از جنگلهای بلوط (به استثناءدشتهای محدودی که غالبا در ییلاق و قشلاق واقعند) عرصه مناسبی برای کشاورزی سود آور نمی باشد. چنین شرایط طبیعی سختی با طرز تلقی عشایر از کشاورزی و تکنیک بسیار قدیمی آنان درکشت ، عملکرد کشاورزی را در سطح نازلی نگه داشته است.
کشاورزی ، غالبا بردیم کاری مبتنی است ، علیرغم میزان نسبتا بالای بارندگی (بالاتر از 500 میلیمتر) بواسطه سنگلاخی و نامرغوب بودن جنس زمین در بهترین و پرباران ترین سال بازدهی محصول در ازاء هر تخم ده تخم بیشتر نمی شود این میزان بعلت عدم توجه به نگهداری و مواظبت از زمینهای زراعی روز بروز رو به کاهش است . بطوریکه بارها اتفاق افتاده است که تخم پاشیده شده در زمین (بخصوص در مناطق قشلاقی) نیز دست زارع را نگرفته است. با وجودیکه کشت دیم تا قله کوهها نیز گسترش یافته و تراکتور هم به این گسترش کمک کرده است کوچکترین گامی در جهت بهبود کیفی کشاورزی برداشته نشده است جز اینکه شخم ناصحیح قشر رویین ، خاک را روانه ته دره ها کرده است.
کود دادن بهمان شیوه سنتی ، یعنی استقرار (مال) در زمین مزروعی بمنظور ریختن کود حیوانات در آن می باشد. چنین روشی باعث می شود قسمتی بواسطه کود زیاد به اصطلاح ((زراعت)) را ((بسوزاند)) و قسمتی دیگر بی کود بماند. کود شیمیایی و دخالت در جنس خاک اصولا مورد توجه نیست. سیستم آیش بواسطه کمبود زمین و ضرورت کشت روز به روز کمتر می شود. موارد زیاد پیدا می شود که بواسطه پایین بودن سطح رودخانه ها و نبودن وسیله و امکانات زمینهای دیم که در کنار آب فراوان هم چنان تشنه مانده اند. زمینهای ابی نیز علیرغم آب فراوان ، بواسطه بی دانشی روز بروز فقیرتر و ((مادر سنگهای)) آنها بیشتر هویدا می شود. شخم صحیح ، تراس بندی ، جلوگیری از هرز آب ... مطرح نیست .
باغداری و کشت درختان میوه ، با وجود طبیعت مساعد ، برای این نوع فعالیت کشاورزی ، بخاطر کمتر کسی از عشایر خطور نموده است . در د و سه منطقه عشایر نشین ، که اسکان یافته های آنها ، به احداث باغات انار گرد و و انجیر پرداخته اند ، محصولات انان ، بواسطه نبودن راه به بازار عرضه نمی شود. تنها دانه انار ، که در منطقه به ((ترشی اناردان)) معروف است بطور پایاپای مبادله می شود.
چنانچه متوسط زمین زراعی هر خانوار را 46/3 هکتار  بدانیم سطح زیر کشت دیم و آبی تمام عشایر لرستان 15871 هکتار برآورد می شود البته در نظر باید داشت پاره ای از ایلات که از خارج استان ، در زمستان وارد منطقه می شوند ، و گروهی از خانوارهای ایلات داخلی ، فاقد زمین زراعی می باشند (عشایر دامنه زاگرس بر اساس بررسی آقای هوشنگ کشاورز تحت عنوان عشایر و توسعه ، 20 درصد فاقد زمین زراعی فرض شده اند). توزیع زمین زراعی در بین عشایر در مقایسه با روستائیان نسبتا متعادل تر است معذالک میزان آن بین صفر و 7 هکتار ، در نمونه های مورد استناد نوسان داشته است (مالکین سابق از این بابت مستثنی شده اند) 
ارزش کل محصولات زراعی ایلات لرستان بر مبنای درآمد متوسط هر خانوار از زراعت در حدود 10203 ریال  به رقمی در حدود 46801161 ریال بالغ می شود. بر مبنای این محاسبات جمع درآمد خالص عشایر گوچگر لرستان از دامداری و کشاورزی 526404120 ریال می شود که تقریبا 91 درصد آن از دامداری و 9 درصد بقیه از ، کشاورزی تامین می شود . بدیهی است سایر درآمدهای جنبی که رقم آن چندان قابل توجه نیست منظور نگردیده است ( درصدهای فوق بر اساس پرسشنامه های رسیده به ترتیب حدود 93 و 7 درصد بوده است)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 1 برآورد تقریبا دقیقی از عشایر تاکنون مشکل بوده است اختلاف فاحش برآورد هاد را این زمینه دال بر این مدعا است.
2 دفتر مطالعات ناحیه ای سازمان برنامه گزارش منتشر شده
 3ماخذ – همان گزارش توضیح اینکه بر اساس پرسشنامه های جمع آوری شده از دو ایل ، درآمد هر خانوار از دامداری 64873 ریال برآورد شده است .
  همان گزارش
  همان گزارش  رقم فوق به استناد پرسشنامه های جمع آوری شده از دو ایل لرستان 4796 ریال بوده است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تبلیغات