(قسمت 5)
3- در جریان اصلاحات ارضی مالکین و خوانین سابق که بیش از هر قشر دیگر با قوانین ، واضعین و مجریان قانون و اوضاع زمان آشنا بودند ، از یک طرف تا آنجا که قدرتشان اجازه می‏داد بخصوص بهترین زمین های عشایر کشتکار را به ابواب جمعی خود افزودند و از طرف دیگر درسایه امکانات مالی که داشتند بی پروا و شتاب زده با تراکتور به مراتع هجوم بردند و بهترین مراتع را اصطلاحاً، بزیرکشت مکانیزه بردند.
بواسطه اینکه بیشتر زمین های تازه به زیر کشت رفته در کوه‎پایه ها واقع شده بودند که از نظر کشاورزی و میزان بازدهی محصول ارزش چندانی نداشتند و کشتکاران دستپاچه نیز به اسلوب صحیح کشت نا آگاه و بی توجه بودند در مجموع حاصلی جز شستشو دادن با ارزشترین قشر خاک حاصلی ببار نیاورد. درضمن ، پس از اصلاحات ارضی حمایت ها و کوششهایی که در جهت رفاه روستائیان بعمل آمده ، ایلیاتی کم توجه به زراعت را به زمین مزروعی علاقمند ساخت . آنان نیز ، چاره را در این دیدند تا در مسابقه ای که برای شخم زدن مراتع جریان داشت شرکت نمایند و پابه پای روستا نشینان با ولع، حریم را نا آگاهانه بدست شخم ، سپارند ؛آنچنان که عرصه به دامها تنگ شد و بقول خودشان برکت از آنها رفت ( یا بهتر است گفته شود برکت را از آنها گرفتند ) بعوض شیوه کشت تقریباً همان هست که بود . وضع پاره ای از قوانین مربوط به منابع ملی نیز در این رهگذر مزید بر علت شد. مجریان این قوانین و مأمورین جورواجور و ناهماهنگ دولتی نیز پریشانی خاصی ایجاد نموده اند و در این گیرو دار نظم سنتی و روال گذشته حاکم بر مراتع، تقریباً سست گشت. شاید با سست شدن نظم فوق الذکر پای " بزرگ رمه‏های " غیر عشایری بیش از بیش به سوی مراتع موجود گشوده شد و تعرض بیشتری به حق عشایر از مراتع شروع گردید که تجاوزش دست کمی از سلف خران معروف ندارد . " گله های بزرگ " که از آن سرمایه داران خارج از ایل است و غالباً از طرف اصفهان و الیگودرز به قشلاق لرستان آوردده می‎شوند با پرداخت مبلغ نا چیزی به عنوان حق علف چربه فرد بزرگ تیره و در واقع حقوق عامه عشایر را می‎چاپند . بهر حال آنچه را که فقر مراتع می‎نامیم ،زاده عللی است که از جمله آنها موارد فوق ،قابل ذکر است .
4- گسترش ماشین آلات کشاورزی ، تا آنجا که راههای تراکتور رو اجازه داده اند " گاو نر " و " مرد کهن" را از صنحه زراعت و زمین مزروعی بدور نموده اند .ترازنامه ظهور ماشین آلات کشاورزی در حریم ایل در یک بررسی سرانگشتی چنین وضعی خواهد داشت :
-	افزایش هزینه کشت و برداشت
-	افزایش بیکاری در افراد خانواده
-	گرایش پاره ای از بیکاران به قطب های کارگر طلب
-	پیشروی زمینهای زیرکشت بسوی مراتع
-	کم یاب شدن کاه به عنوان علوفه
در عوض : 
-	بهبودی نسبی شخم 
-	کم شدن مرارتهای کشت سنتی
-	و تا حدودی پذیرش روش‎های نوین در زندگی اجتماعی
5- عشایر همزمان با تجربه نمودن ماشین و کاربرد آن در امر زراعت ، یافتن فرصت بیشتر برای تماس نزدیکتر با جوامع شهری و غیر ایلی بخصوص راه یافتن افراد جوان ایل در حوزه های کارگری و چشیدن مزه پول نقد و آگاهی نسبی از مزایای دیگری که خارج از حیطه ایل وجود دارد ، راه یافتن موسسات هرچند ناکافی چون آموزش و پرورش و شرکت های تعاونی و واحدهای پزشکی و غیره در خطه ایل ...؛ اسکان و یا مهاجرت به شهرها را برایشان به شدت مطرح کرده است . 
اگر تا کنون اسکان برای دولت مسئله ای بوده که چگونه ایلات را اسکان بدهد اکنون تقریباً اسکان برای ایلیاتی خودش مسئله ای شده که چگونه اسکان پیدا کند.چگونه و در کجا اسکان پیدا کند که هم دامداری جز لاینفک زندگیش را حفظ کند و هم زمین زراعی داشته باشد که با تراکتور شخمش کند و با کمباین بدرودش و هم از تسهیلات رفاهی برخوردار باشد و هم اوقات بیکاری اش را کارگری بکند و محیط را برای زندگی و زیست سازگار نماید.
6- شیوه بهره گیری کوچگران ، در کوران یک زندگی پر جنب و جوش از طبیعت بر پایه های غنی از تعاون ، همکاری وتامین سنتی پی افکنده شده است . در سایه این چنین معاضدت اجتماعی و وحدت گروهی است که ایلیاتی هیچ وقت خود را تنها احساس نمی‎کند و به سادگی از کنار مسائل گروهی رد نمی‎شود ، تعصب ضعیف ترین و گمنام ترین فرد وابسته به قبیله خود را بشدت می‎کشد ، در شادی و غم یکدیگر شریک می‎شوند ، در وقت تنگدستی حمایت می‎شود و به نوبه خود دیگران را یازیمی‎دهد . آگاهی به این مسئله شاید از حیرت محققانیکه در برآورد دخل و خرج آن ها، با تفاضل غیر قابل توجیهی برخود می‎کنند بکاهد .
بنابراین واضح است شکل گیری و کارائی سازمانهای تعاونی نوین تا چه حد می‎تواند در چنین جوامعی ساده و وسیع باشد . اما با تاسف جمع بندی حاصل کار شرکتهای تعاونی که ضرورتاً در سرحدات ییلاق و قشلاق، ایلات با آنها در تماس بوده و قسمتی از آنان را پوشش داده ، چندان رضایت بخش نبوده است . شاید عمده ترین نقش این تعاونی های اعتباری ( هر چند محدود ) این میبایست باشد که دست ربا خواران و سلف خران و کسبة بی انصاف را از دامن روستائی و عشایر کوتاه کند و فرصتی برای ترمیم زندگی آنها فراهم گرداند . برعکس بعلت عدم آموزش صحیح و نداشتن بینش اقتصادی حساب شده و ناکافی بودن میزان وام ، غالباً آن را پول باد آورده ای تلقی می‎کنند و به صرف امور غیر ضروری می‎رسانند. زمان باز پرداخت چون در تنگنا قرار می‎گیرند دست به فروش چیزهایی می‏زنند که برایشان در واقع سرمایه است . نتیجة عملکرد وام های اعتباری بوسیله تعاونی ها بجای اینکه باعث افزایش سرمایه گردد موجب مصارف غیر ضروری و کاهش سرمایه می‎گردد .
7- پول به عنوان یک وسیله مهم مبادلاتی هنوز در ایلات نقش واقعی خود را چون سایر جوامع روستائی و شهری پیدا ننموده است بیشتر دادو ستدها در داخل ایل و گاهی در بازارهای خارج از ایل بدون ردو بدل شدن پول و بر اساس عرضه کالا در مقابل کالای دیگر می‎باشد.
واضح است روز بروز سطح مصرف خانواده های ایلی در رابطه با جوامع شهری و بازارهای روستائی رو به تنوع و افزایش است ؛ در صورتیکه محصولات و تولیدات ایلی محدود و رو به کاهش است .
عشیره ای ساده و بی آلایش در برخورد با کاسب کارکشته که نبضش را کاملاً در دست دارد تسلیم ، محض است . وی که از مدت ها پیش در دام بدهکاری افتاده است فارغ از هر نوع سود جویی و حسابگری برای رفع نیازهای فوری و فوتی خود پذیرای شرایط یکطرفه و ناروای کسبه و سلف خران می‎گردد. درآمد عشایر که غالباً در گرو مهر طبیعت است ،در فصل بهار و تابستان قابل حصول است .یک حادثه طبیعی ؛جزئی یا کلی ؛چون خشکسالی ها ، مرگ و میردام ها ، ناخوشی و حتی عروسی ،قادر است ادای دین او را با مشکل مواجه سازد . چاره کار تا آنجا که با سلف خرو کاسب کار ، مربوط است در تجدید قرار و مدار یک طرفه سابق و در موارد بسیار ، افزودن مبلغی کم و بیش بر بدهی بعنوان دیر کرد است. تراکم بدهی تا سالهای خوش و فرصتهای مناسبی که پیدا می شود رو به افزایش است . استمرار بدهی و ((کش دادن)) آن برای((کاسب)) از جهتی دلخواه و تعمدی است چرا که همیشه ((مشتری )) را در تیررس دارد.
مشتری که سخت ((نمک گیر)) شده است و فرهنگش مال مردم خوردن را بدین شکل مطلوب نمی دارد ، کمتر سعی در عدم پرداخت بدهی دارد و اگر تاخیر در پرداخت داشته باشد بدون شک ((درپای صندوق تعاونی)) و یا هنگام برداشت محصول ، میزبان کاسب طلب کار خواهد بود. میزبانی که بر حیثیت اجتماعی اش سنگینی می کند.
مواردیکه به اختصار مورد اشاره قرار گرفت و موارد درجه دوم دیگری که در این مقام جای بحث نداشتند ، بویژه بر فعالیتهای اقتصادی عشایر و منابع معیشتی آنان سایه افکنده است آنچنانکه هر گام اصلاحی در جهت رفاه آنان در صورتیکه بی توجه از کنار آنها بگذرد ،بازده و نتیجه مورد نظر را در بر نخواهد داشت.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تبلیغات

 

 

آخرین عناوین